رضا قلى ميرزا نايب الاياله

53

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

بعد از اطلاع حضرت اقدس بر فساد طوايف اتراك ، مزاج مبارك متغير گرديد ؛ بنابراين والى را با دو هزار سوار مأمور به آن نواحى فرموده مقرر تصرف ابرقو فرمودند كه بعد از سياست آن طايفه انتظام كلى در امر سرحدات داده ولايت « ابرقو » كه مأمنى است حصين و جزء جمع اصفهان است به تصرف درآورده متصل بهم چاپار نزد امين الدوله فرستاده بنويسد كه من با دو هزار سوار مأمورم كه درين جا آمده منتظر امر و مصلحت تو باشم اگر مصلحت‌دانى باصفهان آمده آنسامان را تصرف كنم و اگر صلاح دانى بعراق روم . بهرقسم كه مصلحت دانى و دستور العمل داده از آن قرار معمول دارم . متصل بهم چنين نوشته‌جات نوشته هر روز آدم روانهء اصفهان نموده و بهر قسم امين الدوله مصلحت داند رفتار نموده اگر احيانا اهالى آن ولايت بدون صلاح امين الدوله بخواهند آنفرزند را برده باشند مرخص نيست كه رفته باشد . غرض ، تدارك والى را تمام و كمال ديده در دهم شهر رجب المرجب او را از شيراز روانه و از اين طرف عليخان نام قنفرى « 1 » و محمد حسين خان لشى « 2 » و برادران ميرزا قاسم خان كور اطراف قلعه بزم را گرفته عرصه بر قلعه گيان [ كذا ] تلخ كرده سنگر را قريب به دروازه قلعه زده اهل قلعه را پاره [ اى ] رو به خود كرده قريب التصرف ميبودند . برادر مكرم والى بعد از حركت از شيراز هزار سوار ابوابجمعى خود را بايلغار در جلو

--> ( 1 ) - در اصل چنين است و در نسخه مجلس و ديگر « قنقرى » ( 2 ) - در اصل چنين است و در نسخهء مجلس و ديگر « لشنى » .